ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٦  

 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!

نمیدونم کجا خوندمش. اما حرف این روزهای منه ....


کلمات کلیدی: